از 150 سال پیش به این سو یعنی پس از ورود طب مدرن و علوم جدید به ایران، طب سنتی همواره با چالش علمی بودن و واقعنمایی تجربی گزارههای خود روبهرو بوده و همیشه منتقدان از منظر علوم جدید آن را به مبارزه طلبیدهاند.
این واقعیتی آشکار است که زبان طب سنتی با زبان علوم تجربی متفاوت است و نگاه آن به انسان و نحوه توصیف آن از پدیدههای جسمانی نیز با طب مدرن همخوانی ندارد.
از همان یکونیم قرن پیش تاکنون برخی مولفان کوشیدهاند که گزارههای طب سنتی را (از مبانی گرفته تا معالجات) براساس علوم جدید تبیین نمایند و نشان دهند که طب سنتی نیز با وجود زبان متفاوتش در کنه و باطن خود، دانشی سازگار و حتی منطبق بر علوم جدید است. حتی میتوان به محک تجربه، درستی فرضیات آن را اثبات کرد و آن را به مثابه دانشی تجربی به کار برد. به شماره های مشاوره تلفنی طب سنتی پاسخ تو مراجعه کنید.
برخی نیز بر این باور بودهاند که طب سنتی دانشی نظاممند و خودکفاست که هماهنگی درونی اجزای آن و نیز کارآرایی آن در عمل برای اطمینان از درستیاش کافی است. هرچند مفاهیم آن با یافتههای علوم جدید یکسان نباشد.
این گروه بر حفظ یکپارچگی و تمامیت طب سنتی و پاسداشت زبان خاص آن تاکید میورزند و استقراض از مفاهیم و واژگان علوم جدید را بیهوده و حتی مضر میدانند.
فارغ از میزان درستی هرکدام از این دو رویکرد به نظر میرسد که اصل موضوع تطبیقپذیری و همپوشانی طب سنتی با طب مدرن جای تامل و درنگ بسیار دارد.
افزون بر آن باید مشخص شود که این تطبیقپذیری در چه بخشهایی از این دو مکتب طبی ممکن و در چه بخشهایی غیرممکن است؟
آیا همانگونه که مثلا تشریح قدیم با آناتومی جدید (سوای اختلاف در زبان و واژگان) مشابهت دارد، مباحث «اسباب و علل»، «دلایل و علائم» و تدابیر درمانی نیز همان اندازه با «فیزیوپاتولوژی»، «سمیولوژی»، «فارماکولوژی» و درمانهای طب جدید همسانی دارند؟
آیا برای مبانی طب سنتی در مبحث امور طبیعیه میتوان نظیری در طب جدید یافت و آیا میتوان برای درک هر یک از مفاهیم و اصطلاحات طب سنتی به سراغ حوزه واژگانی طب جدید رفت و از آن جا معادلیابی کرد و آیا در این، جابهجاییها و جایگزینیها مفاهیم دچار اصتحاله و دگرگونی نخواهد شد؟
پرسش دیگر این است که آیا اصولا به کار بردن روش تجزیهای و رویکرد کمیتگرای علوم تجربی برای شناخت و توجیه مبانی و تعاریف اساسی طب کهن (که دانشی حکمی تجربی مبتنی بر کیفیات است) منطقی و روا هست یا خیر؟با توجه به گسترش بهرهگیری از خدمات طب سنتی و مکمل در سراسر دنیا و همچنین اقبال اقشار مختلف جامعه ما برای استفاده از طب سنتی ایرانی و پشتوانه قوی تاریخی و فرهنگی در این عرصه، به نظر میرسد بهرهگیری از طب ایرانی در کنار طب نوین به صورت تلفیقی راهکاری مناسب در جهت ارتقاء سلامت جامعه باشد. سازمان جهانی بهداشت (WHO) سالهاست که مکاتب مختلف طب سنتی (Traditional Medicine) و مکمل (Complementary Medicine) را به رسمیت شناخته و استراتژی این سازمان در قبال طب سنتی و مکمل را در قالب دو سند برای سالهای 2002-2005 و 2014-2023 تنظیم و منتشر کرده است. بر اساس سند این سازمان طب سنتی و مکمل از بخشهای مهم ولی کمتر بها داده شده سلامت هستند که در همه کشورها کم و بیش حضور داشته و روز به روز بر تعداد متقاضیان آن افزوده میشود. عدم دسترسی بخش بزرگی از جمعیت جهان (بیش از 80 درصد) به خدمات اولیه سلامت و مواجهه مردم با مشکلاتی در زمینه درمان بیماریهای مزمن و عوارض دارویی سبب شده سیستم طبی تلفیقی (Integrative Medicine) که در آن طب سنتی و مکمل در کنار طب نوین در مراکز درمانی به بیماران ارائه میشوند توسط سازمان جهانی بهداشت به عنوان روشی کارآمد در به کارگیری طب سنتی و مکمل معرفی شود. در حال حاضر بسیاری از کشورها به اهمیت و نیاز حضور دیدگاه طب تلفیقی در نظام طبی جوامع و لزوم برنامهریزی برای گسترش آن پی بردهاند و تعداد مراکز آموزشی و درمانی طب تلفیقی در سراسر دنیا رو به افزایش است. درکشور ما نیز آموزش و ترویج منطقی طب ایرانی از طریق راهاندازی دانشکده طب ایرانی و تربیت پزشکان و داروسازان عمومی به عنوان نیروهای متخصص در این زمینه آغاز شده و امیدواریم دیدگاه طب تلفیقی با حمایت و نظارت جامعه پزشکی به بهترین شکل ادامه یافته و بتواند نقش خود را در ارتقای سلامت جامعه ایفا کند.
سالهاست که با دوگانه ای به نام طب یا پزشکی روبه رو هستیم. دوگانه ای که گاه به جدال نیز می انجامد و در میان طرفداران این دو، دو قطبی ایجاد شده. بنظر می رسد، با دانستن ویژگی ها و مزیت ها و معایب هرکدام از این روشهای درمانی، می توان درموارد مختلف، یکی را انتخاب کرده و به کار بست.
پزشکی مدرن بر اساس دانش آکادمیک و دانشگاهی حاصل می شود و تحقیقات و توصیه های آن بر اساس ویژگی های سلولی، خونی و…. ارائه می گردد. داروهای تجویز شده توسط پزشکان اغلب شیمیایی و تولید شده در آزمایشگاه های پیشرفته هستند و دوزهای دقیق و مشخص دارند.
اما در مقابل، طب سنتی، دانشی است که سالیان سال سینه به سینه در میان مردم منتقل شده. (اگرچه امروزه روشهای درمانی طب سنتی نیز دارای توجیهات علمی هستند) تکیه آن بر طبع و مزاج انسان است و توصیه های دارویی آن، ریشه در طبیعت و مواد طبیعی دارد.
درمان در پزشکی با دارو و به صورت فوری صورت می گیرد اما در طب های سنتی، اصل بر اصلاح سبک زندگی و تغذیه است و روشها تدریجی هستند.
طب سنتی رسالت خود را بیشتر پیشگیری از ابتلا به بیماری ها می داند و پزشکی در صدد درمان است.
پزشکی گاه برای درمان یک بیماری یا از بین بردن عامل بیماری زا دست به دامن جراحی یا عمل های برداشت عضو می شود. اما طب سنتی با جراحی و به ویژه از دست دادن عضو مخالف است.
این تنها بخشی از تفاوتها و موارد اختلاف طب و پزشکی است.
در انواع طب سنتی با طب ایرانی و طب اسلامی مواجه می شویم که اگرچه هدف و سبک یکسانی دارند اما در مواردی تفاوتهای جزئی نیز وجود دارد. با توجه به اینکه مقالات ارائه شده در سایت طب شناس، بر پایه تحقیقات و پژوهشهای طب سنتی ایرانی و اسلامی تهیه شده اند، در این متن تلاش کرده ایم مختصری از تعریف، اهداف و روش های طب سنتی و ایرانی و اسلامی به شما ارائه دهیم.

راهنمای فراموشی رمز عبور سامانه سیدا